چندی قبل نشریه ای محرمانه توسط "معاونت سیاسی تیپ مستقل 83 امام جعفر
صادق(ع)" که شاخه نظامی روحانیت و ارگانی سپاهی است منتشر شد که این نشریه
فقط به افراد خاصی از بین روحانیون عقیدتی سیاسی تحویل داده شد. در این
جزوه با بررسی و کنکاش شخصیتی و فکری سید حسین نصر از فلاسفه عصر حاضر
تلاش شده تا ایشان را فردی دارای انحرافات عمیق نشان داده و سپس با شبیه
سازی این شخص با اطرافیان رئیس جمهور و بالاخص اسفندیار رحیم مشایی، آنان
را منحرفینی خطرناک نشان داده که ریشه کن نشدن آنها ضریات جبران ناپذیری
به اسلام و انقلاب خواهد زد. این نشریه که حاصل کار مشترک روحانیت و سپاه
پاسداران است، به خوبی نشان دهنده نوع نگاه سپاه و حوزه علمیه به رئیس
جمهور بوده و همچنین از این نکته پرده بر میدارد که چرا این دو ارگان به
شدت با دولت و وابستگان به آن از سر خصومت و جنگ برآمده اند. تمامی این
نشریه پر از تهمتهای وحشتناک و همچنین زیر سوال بردن بسیاری از بنیان های
فکری احمدی نژاد و مشایی با استفاده از تحریف سخنان آنها و همچنین استناد
به اخبار غیررسمی و شایعات میباشد. خطری بسیار سهمگین بر سر راه عدالت
طلبان است، چرا که جا انداختن مطالب این نشریه توسط روحانیون عقیدتی سیاسی
در بین مردم (تنها حامیان باقیمانده رئیس جمهور بعد از رهبری عزیز) جریان
و علم عدالتخواهی و مهدویت را آنچنان زمین خواهد زد که شاید تا سالیان
دراز کسی نتواند آن را بلند کند. دقت کنید تمامی سخنانی که در این نشریه
گفته شده اعتقاد حوزه علمیه و سپاه پاسداران است و آنها بر اساس همین
اعتقاداتشان مشی و روش خود را در برابر رئیس جمهور تعیین میکنند. فکر این
که با توضیح و رفع شبهه اقدامات و سخنان رئیس جمهور و مشایی برای این دو
گروه آنها به اشتباه خود پی برده و حامی جریان عدالتخواهی میشوند فکر خامی
است، آنها از اساس دولت را دولتی برپایه های انحراف عمیق میدانند و تکلیف
خود را در برانداختن این جریان ارزیابی میکنند، امری که چشم و گوش آنها را
بر همه چیز، مگر آنهایی که خود بدان معتقدند بسته و تمامی سعی و تلاش آنها
را معطوف دشمنی با دولت میکنند، حتی اگر در این راه خود را نیازمند
روشهایی کاملا غیراسلامی و غیراخلاقی ببینند.
ادامه:
""سنت در نگاه نصر، «حقایق یا اصولی است دارای منشأی الهی که از طریق شخصیتهای مختلفی معروف به رسولان، پیامبران، اوتاره ها، لوگوس یا دیگر عوامل انتقال، برای ابناء بشر و در واقع برای یک بخش کامل کیهانی اشکار شده و نقاب از چهره آنها برگرفته شده است.» وی برای فهم بهتر سنت به ارتباط دین و سنت میپردازد و دین را عاملی میداند که انسان را با خدا و در عین حال انسانها را با یکدیگر به عنوان اعضای جامعه یا ملت قدسی یا چیزی که اسلام آن را "امت" نامیده پیوند میدهد. او دین را همچون سرآغازی آسمانی میداند که از طریق وحی، حقایق و اصول معینی را متجلی میسازد و اطلاق و بکارگیری آنها سنت را تشکیل میدهد که در این معنا، سنت مفهومی عام تر از دین خواهد داشت.""
نکته اول این است که نگارندگان در کل این نشریه فقط دو بار از خود نصر جمله ای نقل میکنند و در تمامی موارد مانند پاراگراف بالا فقط مدعی میشوند که نصر این اعتقاد را دارد و آن اعتقاد را ندارد و هیچگاه به ذکر دلیلی از نوشته ها و سخنان نصر نمیپردازد.
و نکته دوم اینکه این جملات نشان میدهد حتی خود نگارندگان نشریه هم نتوانسته اند به اعتقادات دکتر نصر ایراد مبنایی بگیرند، تمامی گزاره هایی که ذکر شد و همچنین مطالب دیگری که نگارندگان بعد از این متذکر میشوند حاوی این نکته است که اعتقادات مبنایی نصر کاملا مبتنی بر حقیقت اسلام و اندیشه های فلاسفه بزرگ اسلام است.
در ادامه هم به ذکر دیدگاههای نصر در نقد بنیادگرایی و مدرنیته میپردازد که انها نیز مبتنی بر حقیقت هستند. اما در نهایت و پس از ذکر تمامی موارد نقد دکتر نصر به دو مقوله ذکر شده مینویسد:
""سنت گرایان در نقد مدرنیته و نیز روشن کردن نقص هایی که انسان معاصر را به پوچ گرایی و هلاکت میبرد، موفقیتهایی داشتند. اما آیا سنت گرایی توان ارائه جایگزینی برای مدرنیته دارد؟ ار دیدگاه برخی سنت گرایان جایگزینی را ارائه نمیدهند. چرا که از درگیری با ابعاد تحولات پیدا و پنهان آن عاجزند و هیچگونه پیشنهاد مفیدی را درباره چگونگی ارتقای جامعه و اصلاح نهادهای آن و مواجهه با تغییرات در حال وقوع تدارک نمی بینند. البته ایدئولوژی سنت گرایی میتواند به مقاومت در برابر کسانی که از مدرنیزاسیون و پیشرفت و صنعتی شدن با تقلید از الگوی غربی جانب داری میکنند مفید باشد.""
این نکته که اینها میگویند آیا فقط ضعف سنت گرایی است؟ این ضعف تمام حوزه علمیه است! آیا فقه تاکنون راهکار ارائه داده؟ آیا علوم عقلی و نقلی که به شکل طوطی وار فقط تکرار میشوند جایگزینی ارائه داده اند؟ در تمام عمر سیستم حوزه چند ساختار اساسی ساخته شده است؟ فقط فلسفه تاحدی موفق بوده که آن هم از نظر نگارندگان نشریه سنت گرایی است و سنت گرایی هم فقط روشن کننده است و نه جایگزین. (به کلیدواژه سنت گرایی و تکرار مداوم آن در نشریه دقت کنید.)
سنت گرایی بنا به اعتراف خود نشریه انسان را از پوچ گرایی و هلاکت میرهاند، حتی اگر جایگزین هم ارائه ندهد باز هم خدمتی کرده است، اما آیا فقه و اصول خالی که نگارندگان به آن وابسته هستند همین کار را هم انجام میدهد؟ چه کسی را دیده اید که با خواندن و شنیدن مسائل فقهی نجات یافته باشد؟ کسانی به فقه پایبندند که خود از نظر عقلی اسلام را قبول کرده باشند.
ادامه نشریه از نقد فلسفه به نقد عرفان میرسد. مینویسد:
""از نظر او، طریقت یا طریق معنوی که از آن با عنوان "تصوف" یا "عرفان اسلامی" یاد میکنند، بعد درونی اسلام است و مانند شریعت، ریشه در قرآن و سنت دارد، و طریقت در حقیقت قلب پیام اسلام است.""
مغلطه آشکار نگارندگان در این قسمت اوج بی تقوایی است، تصوف ابدا با عرفان یکی نیست، از آنجا که نویسندگان نشریه میدانستند مردم نسبت به تصوف نگاه خوبی ندارند و اساسا صوفی ها بر مسیر درست گام برنمیدارند، با یکی دانستن تصوف و عرفان اسلامی با عنوان طریقت هر دو آنها و در اصل، خود طریقت را زیر سوال میبرد. اینکه تصوف شباهتهایی با عرفان داشته باشد و از برخی کلیدواژه های آن هم استفاده کرده باشد دلیل بر یکی بودن آنها نیست. آنها در اساسی ترین چیز اختلاف دارند و آن شریعت است. عرفا طریقت بدون شریعت را دروغ میدانند و حال آنکه صوفیان ادعای گذر از شریعت را دارند.
نشریه برای اثبات ادعای خود در ادامه مینویسد: ""توجه بسیار و گرایش دکتر نصر به تصوف، در اعتقاد برخی ایده سنت گرایی او را شریعت گریز جلوه میدهد، اگر چه دکتر نصر میداند که بدون عمل به شریعت سیر در طریقت غیرممکن خواهد بود."" اولا این برخی چه کسانی هستند؟ ثانیا آیا خود نصر همچین ادعایی کرده است؟ روشن است که نه. خود نگارندگان در ادامه مجبور میشوند که بنویسند دکتر نصر خودش میداند بدون شریعت نمیتوان طریقت داشت. این یعنی در آثار خود نصر تاکید شده که باید به شریعت پایبند بود. حال آنکه اگر این گزاره تاکید میشد نشریه در اثبات ادعای خود مبنی بر تفکر صوفیانه نصر ناکام میماند. این طرز دوپهلو نوشتن مطلب بی تقوایی محض است. از یک طرف خود را از زیر بار اتهام دروغ نوشتن خلاص میکنند و از طرفی دیگر با احتمال برخی، برخلاف گفته خود نصر، مدعی شریعت گریز بودن او میشود. در ادامه همین متن هم بدون اثبات شریعت گریز بودن نصر مینویسد: ""بسیاری از فرقه های شبه مذهبی و گمراه، از یک زمینه و بستر باطن گرایانه به وجود آمدند و با شکستن قالب حمایتی شریعت، از ماهیت اصلی خویش منحرف شدند.""
و به همین راحتی نتیجه گرفته شد که نصر منحرف است!
این مطلب ادامه دارد....
مطالب مرتبط:
نشریه ای برای انحراف! (قسمت اول)